السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

403

تفسير الميزان ( فارسي )

خود در امر ازدواج استقلال داده ، و رعايت رضايت و انتخاب خود او را كرده باشند ، كه اين رفتار از عرب ، شبيه همان عادتى است كه گفتيم در اشراف ايرانيان معمول بود ، و خود يكى از آثار امتياز طبقاتى در جامعه است . و به هر حال رفتارى كه عرب با زنان داشت ، تركيبى بود از رفتار اقوام متمدن و رفتار اقوام متوحش ، ندادن استقلال به زنان در حقوق ، و شركت ندادن آنان در امور اجتماعى از قبيل حكومت و جنگ و مساله ازدواج و اختيار دادن امر ازدواج به زنان اشراف را از ايران و روم گرفته بودند ، و كشتن آنان و زنده به گور كردن و شكنجه دادن را از اقوام بربرى و وحشى اقتباس كرده بودند ، پس محروميت زنان عرب از مزاياى زندگى مستند به تقديس و پرستش رئيس خانه نبود ، بلكه از باب غلبه قوى و استخدام ضعيف بود . و اما مساله « پرستش » در بين عرب اينچنين بود كه همه اقوام عرب ( چه مردان و چه زنان ) بت مىپرستيدند ، و عقائدى كه در باره بت داشتند شبيه همان عقائدى است كه صابئين در باره ستاره و ارباب انواع داشتند ، چيزى كه هست بتهاى عرب بر حسب اختلافى كه قبائل در هواها و خواسته ها داشتند مختلف مىشد ، ستارگان و ملائكه ( كه به زعم ايشان دختران خدا هستند ) را مىپرستيدند و از ملائكه و ستاره صورتهايى در ذهن ترسيم نموده و بر طبق آن صورتها ، مجسمه هايى مىساختند ، كه يا از سنگ بود و يا از چوب ، و هواها و افكار مختلفشان به آنجا رسيد كه قبيله بنى حنيفه بطورى كه از ايشان نقل شده بتى از « خرما » ، « كشك » ، « روغن » ، « آرد » و . . . درست كرده و سالها آن را مىپرستيدند و آن گاه دچار قحطى شده و خداى خود را خوردند ! . شاعرى در اين زمينه چنين گفت : أكلت حنيفة ربها زمن التقحم و المجاعة لم يحذروا من ربهم سوء العواقب و التباعة قبيله بنى حنيفه در قحطى و از گرسنگى پروردگار خود را خوردند و نه از پروردگار خود حذر كردند ، و نه از سوء عاقبت اين كار پروا نمودند ! ! و بسا مىشد كه مدتى سنگى را مىپرستيدند ، اما آن گاه كه به سنگ زيبايى مىرسيدند سنگ اول را دور انداخته و دومى را براى خدايى بر مىگزيدند ، و اگر چيزى پيدا نمىكردند براى پرستش مقدارى خاك جمع نموده و گوسفند شيردهى مىآوردند و شيرش را روى آن خاك مىدوشيدند ، و از آن گل بتى مىساختند و بلا فاصله به دور همان بت ، طواف مىكردند ! و زنان محروميت و تيره بختىهايى كه در اين جوامع داشتند در دل و فكر آنان ضعفى